شهید محراب آیت الله دستغیب

شهید محراب آیت الله دستغیب

شهید محراب آیت الله دستغیب

image description

آیت الله سید محمد هاشم دستغیب

آیت الله سید محمد هاشم دستغیب

حجه السلام سید محمد ابرا هیم دستغیب

حجه السلام سید محمد ابرا هیم دستغیب

حجه السلام سید محمد ابرا هیم دستغیب

آخرین مطالب سایت

article thumbnail

دو فرشته مسافر، برای گذراندن شب، در خانه ی یک خانواده ثروتمند فرود آمدند. این خانواده رفتار نامناسبی داشتند و  [ ... ]

article thumbnail

تو این مدتی که داشتم مطلب رو مینوشتم به یادش اشک میریختم !     گفت : محمد جان ... مادر ...  بیا ناهار بخوریم   پرس [ ... ]

article thumbnail

روزی شاگردی پیش استادش میرود ومیگوید یک سوال داشتم استاد میگوید بپرس شاگرد گفت چه کار کنم که خواب امام زمان ر [ ... ]

article thumbnail

اولین شماره پیک مشتاقان شماره ۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ دانلود

خانه

مقام رضا

 

یه روز حضرت موسی به خداوند متعال عرض کرد : من دلممیخواد یکی از اون بندگان خوبت رو ببینم . خطاب اومد

 

برو تو صحرا . اونجا مردی رو پیدا میکنی که داره کشاورزی میکنه...

 

 

 

 

او از خوبان درگاه ماست . موسی (ع) اومد دید یه مردی هست داره بیل میزنه و کار میکنه . حضرت تعجب کرد که او چطوریبه درجه ای رسیده که خداوند میفرماید از خوبان ماست .

 

از جبرئیل پرسید . جبرئیل عرض کرد : الان خداوند بلائی بر او نازل میکند ببین او چی کار میکنه . بلیه ای نازل شد که آن مرد در

یک لحظه هر دو چشمش رو از دست داد . فورا نشست . بیلش رو

هم گذاشت جلوی روش . گفت : مولای من تا تو مرا بینا می پسندیدی

من داشتن چشم را دوست می داشتم . حال که تو مرا کور می پسندی

من کوری را بیش از بینایی دوست دارم . حضرت دید این مرد به مقام

رضا رسیده . رو کرد به آن مرد و فرمود : ای مرد من پیغمبرم و

مستجاب الدعوه . میخوای دعا کنم خدا چشاتو بهت برگردونه .

گفت : نه . حضرت فرمود : چرا ؟ گفت :

آنچه مولای من برای من اختیار کرده بیشتر دوست دارم

تا آنچه را که خودم برای خودم بخواهم.