شهید محراب آیت الله دستغیب

شهید محراب آیت الله دستغیب

شهید محراب آیت الله دستغیب

image description

آیت الله سید محمد هاشم دستغیب

آیت الله سید محمد هاشم دستغیب

حجه السلام سید محمد ابرا هیم دستغیب

حجه السلام سید محمد ابرا هیم دستغیب

حجه السلام سید محمد ابرا هیم دستغیب

آخرین مطالب سایت

article thumbnail

  مجوزی معتبر برای نوجوانی سیزده ساله برای حضور در جبهه از دست امام خامنه ای نوجوانی که به امام خامنه ای عرض  [ ... ]

article thumbnail

تولد، کودکی، نوجوانی (پرورش یافتن در دامان خانواده ای اسلامی) : شهید عبدالحسین عمرانی در یک خانواده مذهبی در  [ ... ]

article thumbnail

از همان كودكي داراي هوشي سرشار و روحيه اي مقاوم بود بطوري كه حركات و برخوردش با خانواده و ديگران نشانگر اين مط [ ... ]

article thumbnail

  شهیدعلیرضا محمودی پارسا در ۲۳ تیرماه سال ۱۳۴۸ در شهر تهران و در یك خانواده مذهبی دیده به جهان گشود. نور شهاد [ ... ]

خانه

داستان آموزنده ی حکمت

دو فرشته مسافر، برای گذراندن شب، در خانه ی یک خانواده ثروتمند فرود آمدند. این خانواده رفتار نامناسبی داشتند و دو فرشته را به مهمانخانه مجللشان راه ندادند، بلکه زیرزمین سرد خانه را در اختیارآنها گذاشتند.

فرشته پیر در دیوار زیر زمین شکافی دید و آن را تعمیر کرد. وقتی که فرشته جوان از او پرسید چرا چنین کاری کرده، او پاسخ داد: همه ی امور بدان گونه که می نمایند نیستند !

 

شب بعد، این دو فرشته به منزل یک خانواده فقیر ولی بسیار مهمان نواز رفتندبعد از خوردن غذایی مختصر، زن و مرد فقیر، رختخواب خود را در اختیار دو فرشته گذاشتند

 

صبح روز بعد، فرشتگان، زن و مرد فقیر را گریان دیدند. گاو آنها که شیرش تنها وسیله گذران زندگیشان بود، در مزرعه مرده بود

فرشته جوان عصبانی شد و از فرشته پیر پرسید: چرا گذاشتی چنین اتفاقی بیفتد؟ خانواده قبلی همه چیز داشتند و با این حال تو کمکشان کردی، اما این خانواده دارایی اندکی دارند و تو گذاشتی که گاوشان هم بمیرد

فرشته پیر پاسخ داد : وقتی در زیر زمین آن خانواده ثروتمند بودیم، دیدم که در شکاف دیوار کیسه ای طلا وجود دارد. از آنجا که آنان بسیارحریص و بد دل بودند، شکاف را بستم و طلاها را از دیدشان مخفی کردم . دیشب وقتی در رختخواب زن و مرد فقیر خوابیده بودیم، فرشته مرگ برای گرفتن جان زن فقیر آمد و من به جایش آن گاو را به او دادم !

 

 

همه امور بدان گونه که می نمایند نیستند و ما گاهی اوقات، خیلی

 

دیر به این نکته پی می بریم ...